السلام علیکم و رحمت الله و السلام علی رسول الله
در ادامه مقاله پیشین که دوستانی لطف نموده و ما را با انواع ناسزاها مهمان کردند،این مقاله نیز به رد مطلق احادیث و روایات مشغول است و در این راستا باید به این سئوال معاندان پاسخ دهد که اگر احادیث و روایات را به طور مطلق مردود شماریم آنگاه مشکلات و مسائل دینی مردم از قبیل چگونگی اقامه نماز یا تعداد رکعات آن یا نحوه و میزان پرداخت زکات و امثالهم را چگونه باید تعیین نمود.این تنها دستاویز معتقدان به وجود حدیث صحیح است.حتی دکتر ملازاده نیز در پاسخ به یکی از بینندگان خود از سر ناچاری همین یک دلیل مسخره را عنوان کرد.این مقاله سعی دارد پوچی و بی اساسی این تنها دستاویز هواداران یهود را که از ساخته ها و دستاوردهای آنان با دقت تمام حفاظت نموده و آن را در بین عوام الناس مسلمان زاده و نه مسلمان شده می پراکنند،ثابت کند.بر اثبات پوچی این سخن گزاف دو دلیل عرضه می کنیم.اول آنکه اگر این سخن را بپذیربم در واقع پذیرفته ایم که قرآن کتابی است ناقص که بدون وجود احادیث و روایات به درد هدایت بشر نمی خورد.این در حالی است که خداوند آن را کتابی کامل و تمام معرفی نموده و خود مسئولیت حفظ آن را پذیرفته است.واقعا این چه کتابی است که گفته نماز بخوانید ولی نگفته چگونه.از آنجا که می دانیم برای اولین بار در قرن چهارم احادیث و روایات جمع آوری شدند پس تا پیش از آن مسلمانان چگونه نماز می خواند و خمس و زکات می دادند؟آیا مرجعی جز قرآن داشتند؟چگونه است که قرآن تا سه قرن کتابی کامل بوده و به هیچ تکمله و تتمه ای نیاز نداشته اما از قرن چهارم به بعد محتاج این یهود ساخته ها شد؟چگونه است که کسانی مانند ملازاده برای دفاع از حدیث حاضرند قرآن را کتابی ناقص معرفی کنند؟آیا در خود قرآن به محمد اجازه صدور حدیث داده شده است؟آیا دستوری مبنی برآنکه وی مسئول گره گشایی از قرآن باشد،در این کتاب آمده است؟آیا محمد اجازه داشته که زناکاری را صد و یک ضربه شلاق بزند؟محمد دستور سنگسار زناکاران را از کدام منبع اقتباس کرده است؟آیا هیچ عقل سلیمی باور می کند که محمد کسی را به هر دلیلی سنگسار کرده باشد؟آیا قبول احادیث ردیه ای بر کتاب خدا نیست؟دین نزد خدا اسلام است و کتاب آن تنها قرآن.همه و همه و همه کتب اسلامی به غیر از قرآن مجعول و مردودند.این سخنان باعث تعطیلی دکان ملایان می شود پس از ملایان توقعی جز اتهام کفر گویی و مشرکی برای ما نداشته باشید.از ملایان بپرهیزید چنانکه خداوند در سوره اعراف همه جا آنان را دشمن دین و دشمن هدایت بشر معرفی کرده است.تفسیرها را بسوزانید چرا که نتیجه کار همین ملایان است.علم تفسیر علمی است یهودی چرا که اولین مفسر یهودی بوده و مابقی سخنان او را یک جمله کمتر و یک جمله بیشتر تکرار کرده اند.هیچ مفسری حرف های دیگر مفسران را رد نکرده و تغییری نداده است پس همگی پیرو آن یهودی هستند که اولین بار قرآن را تفسیر کرد و یهودی نیز کسی است که خداوند او را بزرگترین دشمن مومنان خوانده است.موجودی نجس که حق نزدیک شدن به مسجدالحرام را ندارد.کسی که نمی تواند قرآن را بی واسطه درک کند،بهتر است آتش پرست شود.این برای او خیلی بهتر است.
ملا دات کام
بازهم رمضان از راه رسید و فصل تنبلی و تن پروری آغاز شد.ماه خوابیدن تا آفتاب ظهر.ماه مبارزه با خدا.حقیر به اتفاق همکاران برآن سریم که در این ماه ممتاز گوشه هایی از کتاب خدا را باز خوانیم و در این مهم از همکار مجازیمان ملا دات کام که یک چند در بلاگی ضمیمه فعالیت آغاز نموده ولی مشکلات نت را تاب نیاوردند،استفاده های بسیار خواهیم برد.پیش از شروع بحث رخصتی می طلببم تا با مقایسه ایرانی و افغانی چهره کریه دیگری از خویشتن را در پیش رو تصویر کنیم.یک افغانی کار سخت می کند و روزه می گیرد ولی یک ایرانی فقط در خواب می تواند روزه بگیرد.ایرانی تمام اقوام جهان را مسخره می کند حالیا که خود مسخره ترین قوم جهان است چرا که همه به آنچه دارند افتخار می کنند ولی ایرانی به آنچه ندارد.افغانی کسی است که در یک قرن اخیر سه لشکر بزرگ جهان را به زانو درآورد و ایرانی کسی است که پس از یک قرن هنوز برای مشروطه اندر خم یک کوچه است و اما بعد السلام علیکم و رحمت الله و الصلات و السلام علی رسول الله.بحث این مقاله و چند از پی رد مطلق همه احادیث و روایات است که از قول این یا آن همگی به دروغ و به سعی وافر یهود و ملایان عموما فریب خورده دامان اسلام را لکه دار کرده و همه جا دست آویزس برای تمسخر اسلام و مسلمانان شده است چنانکه مثلا اگر به برنامه های آقای مشیری در کانال پارس توجه کنید،خواهید دید که همه استنادات خود را از احادیث و روایات می گزیند.اساسا همه این مجعولات به همین قصد طراحی شده اند.به عنوان مثال می پرسیم حکم سنگسار را برای اولین چه کسی و با کدام مجوز به اسلام افزود؟آیا پیامبر اجازه داشته از پیش خود چیزی به اسلام بیفزاید؟این حکمی است که در قرآن نیامده پس نباید به حساب اسلام گذاشته شود.سنگ زدن به شیطان نیز از همین گونه احکام است یا وجود روزی به نام عید فطر و عید قربان.اینها و بسیاری دیگر از همین دست از دایره اسلام بیرون بوده و تابعیت از آن تبعیت از خطوات دون الله است چرا که وقتی خداوند فرمود"امروز دین را بر شما تکمیل و نعمت را بر شما تمام کردیم" اینها در دینش نبود.
زن در طول تاریخ همواره مورد تظلم و توحش مردان بوده و هرگز حقوق آنان را نه به عنوان موجودی برابر با مرد که موجودی حتی در کنار مرد نیز به رسمیت نشناخته اند.در آغاز قرن بیستم با آنکه جنبش زنان شدت بیشتری یافت و زنان تاوان بسیار دادند اما همواره توسط مردان که اغلب پول و قدرت را در دست داشتند،سرکوب شدند و تا به امروز هم نتیجه قابل توجهی نصیب آنان نشده است.این مهم در جوامع شرقی و بلاخص در کشورهای مسلمان شدت بیشتری دارد حالیا که ایشان طبق ادعای خود راهنمای کامل بشریت را در اختیار دارند.تاکید این مقاله بر این موضوع نیست که این معضل نتیجه سوء تعبیر عامدانه قرآن توسط ملایان عموما فریب خورده می باشد.مسلمانانی که پدر علم تفسیرشان یهودی باشد،تکلیفشان مشخص است.بحث اصلی این مقاله در خصوص انتخاب سه زن به عنوان وزیر است که در تاریخ انقلاب بی سابقه است.اولین و آخرین وزیر زن در ایران وزیر آموزش و پرورش بود که در اوایل انقلاب به اتهام فساد اعدام شد.اگر منظور از فساد،فساد مالی است پس امروز باید تمام وزیران اعدام شوند تا ما تازه با سی سال پیش خود برابر شویم و اگر منظور فساد جنسی است باید گفت بیچاره زنان که چقدر مظلومند.سخن بر سر آن است که دشمنان رژیم می گویند این یک استفاده ابزاری و برای فرو نشاندن خشم مردم است.آنان می گویند به این ترتیب در این بحبوحه حداقل پنجاه در صد جمعیت کشور فریب خواهند خورد اما این فقط یک فرضیه است و نمی تواند درست باشد چون مردم ما فریب خور نیستند و این نمی تواند یک استفاده ابزاری باشد.اگر هم فرض محال چنین باشد،زنان بسیار مراقبند و سوء استفاده گران شکست خواهند خورد پس اگر به زودی شاهد موفقیت دولت مردان در عرصه سیاستهای بین المللی شدیم به یقین درخواهیم یافت که دشمنان رژیم اشتباه کرده اند و ان شاءالله که چنین باشد چرا که مردم دولتی را که از بطن آنان برآمده باشد همواره طرفداری خواهند کرد و موفقیتهایش را آرزو خواهد نمود.امروز این طرفداری من و شماست که می تواند دولت را در داخل و خارج موفق سازد.گمان نکنید همه چیز تمام شده و دیگر دولت به شما و ما نیازی ندارد.خیر چنین نیست.همه دولتها همواره به پشتیبانی مردم خود نیازمندند پس بیایید از هر فرصت استفاده کنیم و وفاداری خود را به دولت ثابت کنیم.ما می خواهیم علارغم پیش بینی دشمنان که گفته اند بریدن مردم از دولت باعث به گل نشستن و در نهایت شکست دولت خواهد شد.آنها کور خوانده اند.ما از دولت خود نخواهیم برید و موفقیت آن را در چهار سال پیش رو شاهد خواهیم بود.ان شاء الله.
سالهاست که فضاهای مجاز در کنگ مد شده است.ابتدا این فضا فقط جنبه سرگرمی و یا انتشارات دست نوشته های افراد را داشت اما رفته رفته کاربرد فضای مجاز بیشتر وبیشتر شد و تا امروز که بسیار پرکاربرد شده است.در این بین فضاهای منفی همچون سگ کنگ و لمبور سوری نیز پدید آمدند.این مقاله در نظر دارد آن دو بلاگ را در مقام مقایسه در یک ردیف قرار دهد.این دو بلاگ از هر نظر یکسان با مدیریت واحد و با یک مضمون چند صباحی به روز شد.لمبورسوری دقیقا مانند سگ کنگ شروع کرد.مانند آن ادامه داد و مانند آن پایان یافت.هتک حرمت از زنان و دختران پیشه آن شخص هرزه بود.در هر دو بلاگ شخص به دنبال یک نام می گشت.او می خواست کسی را به عنوان منحرف جنسی معرفی کند ولی گویا جرئت نداشت نامش را در متن بلاگ بنویسد.ابتدا در سگ کنگ از کاربران خواست تا نام همه کسانی را که مشکل جنسی دارند یا فکر می کنند که دارند،در کامنتهای عمومی و نه خصوصی به وی اعلام کنند.هدفش این بود که دیگری را جلو کند تا خودش بدنام نشود و از طرفی انتقامش را از آن شخص خاص گرفته باشد.این خام خیالی های ابلهانه اش در لمبورسوری نیز به همین شیوه بود.او مجددا پس از ارائه چند پست در مورد زنان و دختران مردم به کاربران وعده داد تا نام به قول خودش مخنث ها را منتشر کند و از آنان خواست تا به وی کمک کنند.کسانی نیز تحمیق شده و نام چند تن را ارسال کردند ولی هدف تامین نشد و نام مورد نظر به میان آورده نشد.از طرفی کاربران در حضور پر تعداد خود در آخرین پست لمبورسوری یکصدا از او خواستند که برایشان ..س کشی کند و مخنث ها را به حال خودشان بگذارد.کاربران که وی را یک ..س کش در فضای مجازی می پنداشتند،به او گفتند که ما ..س می خواهیم.ما ..ون نمی خواهیم و به این ترتیب طرح او جواب نداد و سگ کنگ پس از مدتی تعطیل شد.لمبورسوری هم همین طور.شایعه هک شدن لمبورسوری توسط این یا آن نیز توسط خود لمبورسوری که حالا می خواست از انتقام دیگران بگریزد،از طریق بلاگ دیگرش غافل بر سر زبانها گذاشته شد.یادتان باشد لمبورسوری پس از حذف بلاگش فقط در بلاگ غافل و با نامهای متفاوت حاضر شد و شایعه هک شدنش را بر سر زبانها انداخت.این شخص مریض که دیگرحتی در فضای حقیقی نیز تعادل روانیش را از دست داده بود،همچمون جانوری هار و افسار گسیخته هر آن احتمال حضوری دیگر و بی آبرویی بیشتر برای خود و دردسر درست کردن برای دیگران دارد.او که گمان کرده مردم به این زودی سگ کنگ،مترغن،ترترک بولیک و دیگر بلاگهای مسخره اش را فراموش کرده اند،این بار با نام لمبورسوری و معلوم نیست باری دیگر با چه نامی سرگرم ارضای درونیات پلید خویش خواهد بود.اولین حضور این جانور کثیف در فضای مجازی کنگ در دور اول فعالیتهای کودی تلخو بود که با سوءاستفاده از عدم تسلط و تجربه این مجموعه گردانان به خانم محترمی به نام پوردریایی حمله برد و سعی در به گند کشیدن فضای این مجموعه کرد که با راهنمایی های دوستان با تجربه تر قسمت نظرات این مجموعه کنترل و از وجود آن جانور کثیف پاک شد.پس به سراغ قسمت نظرات بلاگهای تازه تاسیس دیگر رفت و چون از آنجاها نیز به خواری رانده شد،خود اقدام به تاسیس بلاگ کرد. نکته ای دیگر آن که تمام شایعات مبنی بر دشمنی این مجموعه با جمعیت بانوان کنگ و در راس آنها با مدیریت فعال و محترم آن کار همین شخص بیمار است.این در حالی است که این مجموعه فقط در مقام یک منتقد اجتماعی با همه یکسان برخورد می کند.ما امیدواریم که جمعیت زنان این را درک کنند.در هر صورت باز هم باید منتظر آن جانور بیمار با نامی دیگر و البته با مضونی مشابه بود.چرا که فقط همین یک مضمون را می شناسد.او یک بیمار است.از او بپرهیزید.
سلام بر شما
مرداد ماه سالگرد تولد این مجموعه است.اینک دو سال از اولین مطلب کودی تلخو می گذرد و ما در آستانه آغاز سومین سال فعالیت خویش مایلیم این مجموعه را با قدری تغییرات نسبت به سالهای پیشین عرضه کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.اگر با خویشتن بی تعارف باشیم باید اعتراف کنیم تاثیر این مجموعه بر روند حرکت فرهنگی آنچنان که این مجموعه داران در سر می پرورانده اند، رضایت بخش نبوده است.هر چند که هیچ کس منکر تاثیر مثبت این مجموعه بر فضای حاکم بر جو فرهنگی نیست لیکن تاثیرات نامطلوب آن را نیز نمی توان انکار کرد.بخش زیادی از تاثیرات نامطلوب این مجموعه حاصل بی تجربگی این مجموعه گردانان و نبود کاری مشابه ماقبل آن بوده است.کنگیان پس از دوسال نت پردازی به این شیوه دریافته اند که کدامین بلاگها ارزش خواندن را ندارند.در هر صورت فراز و نشیبهای بسیار در عرصه های متفاوت باعث پرورش استعدادها شده و بلاگ و بلاگ خوانی یکی از دست آوردهای آن برای کنگیان است.کنگیانی که تا کنون نشریه جمعی و اختصاصی نداشته تا خویشتن را در آیینه آن وارسی کنند عقاید و تفکرات خویش را به دیگران بگویند.ارزش بلاگ در کنگ بسیار بالاتر از آن است که در جاهای دیگر.در کنار همه دست آوردهای خوب آن تحمل مشکلات حاصل از آن نیز گریزناپذیر است.فرهنگ بلاگ خوانی و بلاگ نویسی به زودی در کنگ جا خواهد افتاد و مردم به فرزندان خود خواهند گفت که بلاگی از این دست را بخوانید و از آن دست را نخوانید.این تنها راه و موثرترین شیوه برای هک کردن بلاگهای بی ارزش است.در کنگ همواره محصول پیش از فرهنگ خود وارد شده است.مانند تلفن و فرهنگ استفاده از آن.بلاگ نیز محصول جدیدی است که پیش از فرهنگ صحیح استفاده وارد کنگ شده است.اگر هنوز هم بلاگها مشکل می آفرینند تنها و تنها به دلیل عدم شناخت فرهنگ صحیح استفاده از این ابزار قدرتمند جمعی بدون سانسور است.انشاءالله ما به زودی فرهنگ صحیح را در خواهیم یافت و پیشرفتهای چشمگیری را در این زمینه شاهد خواهیم بود.کودی تلخو در آستانه سومین سال شروع به کار خود قصد گسترش فعالیت خویش در زمینه های مختلف داشته و طرح های تازه ای را در نظر دارد.بدین منظور دوستان مستعد را به همکاری دعوت می نماید.همه کسانی که قادر و حاضر به قلم فرسایی در این مجموعه اند،شامل این دعوت هستند.به زودی شیوه جدید کاری این مجموعه از طریق مقالات بعد عرضه خواهد شد.برای همه دوستان آرزوی توفیق روزافزون داریم.
پدیده قاچاق تنها و تنها یک دلیل می تواند داشته باشد.زیاده خواهی.اینکه گروهی اقتصاد نابسامان مملکت را به عنوان دستاویزی برای توجیه خود ارائه می دهند،بهانه ای پوچ است.خانواده ها نیز مقصرند.آنها نیز با زیاده خواهی های خود فرزندان را با نگاه و لبخند تشویق به این عمل می کنند.در بین نوسن و سالان قاچاق نوعی افتخار است و پدران راضی بهترین مشوق.امروز زیاده خواهی های کنگیان در هم چشمی با چلینگرها آنان را به پست ترین شغل-قاچاق مواد مخدر-مجبور کرده است.زیاده خواهانی که به ظن باطل خویش کسی سر از کار آنان در نمی آورد،گاهی با مجبور کردن زنان خود آنان را به همراه می کشانند تا در این کار کثیف کمکشان کنند.سوء استفاده از زنان در این کار ابتدا از چلنگرها شروع شد و اکنون کنگیان نیززنان خود را از این شهر به آن شهر می برند تا از زیر دامنشان رزق و روزی خویش بجویند.چه فرجام سیاهی.دریغا آن مردان شب شکن که دریاها پیمودند و نام نیک بر جای نهادند.آه این مردان زیاده خواه که نان از دامن زنانشان می جویند.از این زیاده خواهی باید که برید.به فرزندان خود باید آموخت که گرانمایه عمر نه بهر چه خوردن صیف است و چه پوشیدن شتا.به فرزند باید آموخت که شب شکستن و دریا پیمودن بسی افضل تر است از خایه مامور مالیدن و منت چلینگر کشیدن.به فرزند باید که آموخت بار حمالان به دوش کشد و زیر بار منت چلنگر نرود.به فرزند باید که آموخت از آنچه در دست دیگران است ناامید باشد.فرزند اگر بزرگی جوید بگو به دانش و بازوی خویش گراید نه به دزدی و قاچاق.فرداها را از امروز آماده باید کرد.از قاچاقچیان متنفر باشید تا خود به دام آنان نیفتید.قاچاقچیانی که ادعای اربابی می کنند و خود نوکر نوکران هستند.چشم اگر باز کنید نوکری آنان را خواهید دید.نان و پنیر خود را بخورید و شبها سری آسوده بر بالین گذارید.به دنبال نان مفت مگردید.از ..ون گشادی بپرهیزید و تن لش را به کار دهید که خداوند بسیار روزی دهنده است.
حرص براي زياده خواهي گاهي انسان را تا جاهاي عجيب سوق مي دهد.گاهي انسانها فراموش مي كنند كه انسانند و براي چه منظور چند صباحي را در اين مهمانخانه رحل اقامت افكنده اند.گاهي آزمندي آدمها آنان را حيواني درنده خو مي كند.گاهي انسانها خود را نيز فراموش مي كنند و امروز عجيب ترين پديده كه تا كنون در بين كنگيان بي سابقه بوده،رواج عجيبي يافته است.قاچاق مواد مخدر.آن هم توسط جوانان كنگ.كساني كه پدران و پدر بزرگانشان شهره در دريا و دريانوردي بودند.كساني كه پرافاده ترين مردانشان همواره دم از شهر دريانوردان و كشتي سازان مي زنند.از آن همه لاف آباء و اجداد و دريانوردي و كشتي سازي اكنون به اين خفت سقوط كرده اند كه جوانانشان محموله هاي مواد مخدر را براي اربابان سرحدي جابه جا مي كنند.اين خودفروشي و پشت پا به همه چيز زدن از كجا سرچشمه گرفته است؟ريشه يابي اين روي آوري گروهي كه تعدادشان نيز اندك نيست،به قاچاق مواد مخدر را چه كسي يا چه مقامي بايد بر عهده گيرد؟آنان كه در كنگ دم از مسئوليت و قافله سالاري مي زنند،آيا اكنون براي اين سئوال پاسخي دارند؟آيا اكنون خود را مسئول و موظف به ارائه راه حل مي بينند يا همه دار و ندارشان در گرو آمارهاي كاغذي است؟آيا كساني مانند جناب شيخ اميني و امثالهم كه خود را عصاگير مردم حتي در امر نزديكي با زنانشان مي دانند،امروز در اين ورطه عرضه عرض اندامي حتي در حد چند كلمه صحبت بي تاثير دارند؟اكنون ما بايد از چه كسي بخواهيم اين معضل را درون يابي كرده راه حلي مناسب ارائه دهد؟دانشجويان ما در كدامين مسير مشغولند؟اربابان بي مصرف چطور؟چرا وقتي بلايي دامن كنگيان را مي گيرد،همه را بايد درون سوراخها جست؟پس چرا هيچ كس پيدا نيست؟ظاهرا صرف آن همه هزينه براي كوبيدن بر دهل هاي توخالي و احداث بي هدف و سرگردان پاركهاي بعضا مزاحم هيچ منفعتي به بار نياورده است؟ما باز هم گستاخانه مي پرسيم:كيست كه در اين بن بست به فرياد آبروي كنگيان برسد؟
در جوامع سنتي همواره كساني سعي مي كنند نقش كليد را بازي كنند و تفكر كليدي بودن جامعه را دامن مي زنند.يك جامعه كليدي جامعه اي است كه در آن يك نفر به عنوان پيشواي ملي يا مذهبي يا تحت هر عنوان ديگر رهبري جامعه را از آن خود كند و به اين ترتيب حق دخالت و تاثير ديگران را در سرنوشت جامعه پايمال كند.كليدي كردن جامعه نوعي خيانت است چرا كه در اينگونه جوامع عوام ارزش خود را باخته و كافي است به هر ترتيب كليد را تطميع و تحريك كرد آنگاه مي توان افسار كل آن جامعه را در دست گرفت.اين شيوه مخصوص چوپان و گوسفندان است اما در جوامع انساني نيز پياده مي شود.هنوز هم انسانهايي وجود دارند كه گوسفند وار افسار انديشه را به دست چوپان صفتاني مي دهند كه كليدي كردن جامعه را تشويق مي كنند.در جامعه ما ملايان اين كار را مي كنند.ملايان خود را پيشوا و امام مردم معرفي كرده از دين افساري ساخته و بر گردن اين گوسفند صفتان نهاده اند.در اين بين خود چوپاني شده كه گه گاه با هي هي و گه با لالاي ني عوام كالانعام را به سمت و سوي دلخواه مي برند.آيا به ياد نمي آوريد چگونه جناب اميني به طرفداري از حسيني برخواسته بود و چون سودهاي مادي از طريق قاچاق كالايش را حسيني تامين مي كرد بي توجه به جامعه حسيني را تبليغ مي كرد.اربابان نيز از اين كه مهره اي مانند اميني كليد جامعه باشد سود مي برند.پس همواره به او بهايي بيش از ارزش مي دهند و وي را تبليغ مي كنند تا جامعه همچنان كليدي شده و در مواقع نياز اين كليد بي اختيار را به سمت و سوي دلخواه خود بچرخانند.بلاي امروز جامعه ما ملايانند همچنان كه از آدم تا خاتم بوده اند و خداوند در متن متين كتاب بي مانندش آنان را رسوا كرده است.ملايان را از خود برانيد چنان كه خداوند آنان را از درگاه خود رانده است.از هر چيزي كه بازار ملايان را داغ مي كند پرهيز كنيد.اجازه ندهيد جامعه توسط اين بي خردان كليدي شود.تفكر جمعي را پرورش دهيد.هرگز در انتخابات شوراي شهر جلسه اي با حضور جناب شيوخ از خود راضي ترتيب ندهيد.مگر خودتان شعور و قوه تشخيص نداريد؟اينها كه چنين جلسه هايي تشكيل مي دهند،نوچه هاي همان ملاها هستند كه اميد دارند زماني هم نوبت خود آنها برسد كه كليد جامعه باشند و اربابي بيايد و دم آنها را ببيند.رويتان را از اين گونه آدمها برگردانيد.انشاءالله از شر همه آنها آسوده خواهيد شد.
در اين انديشه بوديم كه اگر اعتصاب عمومي رخ دهد چه خواهد شد.مطمئنا اگر صنف نانوايان اعتصاب كنند،به زودي مردم به ستوه آمده و اغتشاش و هرج و مرج جامعه را مي گيرد همچنين اگر مثلا صنف شيشه بر اعتصاب كند.البته ممكن است زمان بيشتري طول بكشد تا مردم متوجه اعتصاب صنف شيشه بر شوند.آيا مي دانيد كدام صنف است كه اگر اعتصاب كند نه تنها هيچ مشكل و معضلي پديد نمي آيد كه مردم نفس راحتي خواهند كشيد؟بي مصرف ترين كه در واقع مضرترين صنف،صنف ملايان است.ملا اگر اعتصاب كند مردم راحت خواهند شد.هيچ كاري لنگ ملايان نيست.جامعه هيچ نيازي به وجود بي خاصيتشان ندارد.اين مقدمه را بدان جهت آورديم تا ورود كنيم به حاشيه انتخابات و گنده گوزيهاي دو ملاي نادان.يكي آقاي اميني و يكي جناب نصيحت كن.اين دو ملاي پر افاده كه احتمالا خود را خداي روي زمين مي دانند،در زمان انتخابات مردم را دعوت به انتخاب موسوي كردند.جناب موسوي كسي كه در سالهاي 66 و 67 زماني كه نخست وزيري مملكت را عهده دار بود، گروه گروه جوانان در دسته هاي چند هزار نفري تير باران شدند.شايد جناب نصيحت كن آن روزها به دنيا نيامده بودند.ايشان هنوز دهانشان بوي شير مي دهد و بهتر است پستانكهاي تفسير را مك بزنند.اصولا ايشان جز باد غرور هيچ در سر ندارند و نبايد به خود اجازه چنين گنده گوزيهايي را بدهند اما در مورد جناب اميني كه احتمالا اين فاجعه انساني را به خاطر دارند،وضع به گونه ديگري است.در سال 58 ملايي به نام شيخ اسماعيلي همين گنده گوزي ها را كرد.قريب دويست نفر از هم شهريان ما را در جنگ مسخره شيعه و سني كه بي آزار در كنار هم زندگي مي كردند،به كشتن داد و وقتي ديد اوضاع خيلي خراب است شبانه بر قايقي سوار شد و به امارات گريخت.همه ملايان همين گونه اند.فقط ور مفت مي زنند.وقتي روزگار بر وفق مرادشان نباشد شبانه چادر زنان بر سر نهاده،مي گريزند.جناب اميني هم فعلا جماعت تسنن را كه از سادگي به ايشان اقتدا مي كنند،در مقابل اكثريت قرار داده و با شكست موسوي آنان را بيشتر منزوي مي كند اگر هم خداي ناكرده وضع عليه سنيان باشد،اولين نفري كه چادر زنان بر سر مي كند و به امارات مي گريزد خود جناب شيخ اميني است.تاريخ دروغ نمي گويد.ملاياني را كه خداوند از درگاه خويش رانده،تحويل مگيريد.آنان دروغ گويانند.اين را ما نمي گوييم.قرآن مي گويد.در سوره اعراف كه ملايان هرگز در هيچ كجا نمي خوانند.آيا شنيده ايد ملايي در جايي اين سوره را بخواند؟
اين روزها آسمان بي رحم است.ابرها آبستن حادثه اند.صداي ناله مي آيد به گوش.گويا بي خبر رسيده اي چون اتفاق موج غراب شيطان را گل اندوده است.همه به سويي گريزانند.شيطان بزرگ بر عرشه فرياد مي دارد بكشيد بادبانها را بيندازيد سنگينيها را.از هم مي پرسند چه شده ست آسمان را چه پيش آمده زمين را.يكي مي گويد باباي درياست كه قرباني مي خواهد.سر ببريد شيطانكها را.يكي مي گويد هفت سين شان سبزينه اي را آرزومند است.پس بياراييد جلبكان را ولي اتفاق موج بي خبر آمده تا در خويش فنا سازد از دامان بلند روزگاران آلودگي ها را.لكه ها مي گريند و مي گريزند و با انگشت ديگري را نشان مي دهند.شيطان مي گريد و حباب بغض شيطانكها را سپر مي گيرد.از حادثه دلتنگ است واز همهمه بيزار.طاقت خاموشي ندارد.توان سخن گفتنش نيست.دستانش مي لرزد چون لب مي گشايد.بادبادكها خبر هايي دارند.گويا دوردستها در پيچ جاده ها غباري مي بينند.فانوسها روشن اند ولي هنوز مزرعه زرد و خانه شيطان سبز و كوچه ما سرخ است.صداي پاي سيل مي آيد.بگذار تا بيايد.بگذار تا بشويد.شيطان تير دارد.تبر.دارد.من يك سبد آرزوهاي كال.تازيانه هاي باران مال ماست.جوجه هاي نشسته در آشيانه مال ماست.رويش ناگزير جوانه مال ماست.امشب اگر تاريك است،فردا پر از خورشيد است.